زیرآوار هوا هست هنوز؟…

درست در شب فتح خرمشهر ،آبادان فرو ریخت، و چه تصادف نامبارکی! و چه حادثه ی غم انگیزی! آبادان که چه گویم خوزستان فرو ریخت. خوزستانی که زخم خورده دوست و دشمن است. دشمن هشت سال با توپ و تانک و خمپاره. و دوست، یک عمر با سوء مدیریت و و بی مسئولیتی و فرافکنی.

از نمایه ها روشن، که همدلی ، همدردی، خشم ، صبر و هرچه هیجان است در این مردم لبریز شده، چون هنوز خاکِ مدفن جانباختگان«پلاسکو» خیس و گلهای وداعشان پرپر و پژمرده نشده اند به سوگ و رثای «متروپل» نشستیم.گویا سیاهی و سیاه پوشی آغوش خویش را تا ابد بر زمین گشوده است.اینجا آسمان هم خاک می بارد گویی او هم عزادار است!.

ومن مانده ام ایستاده در خود، کلماتم زیر آوار است ،سراسر بغض و اندوه و ناراحتی ام ، مثل کابوس دیده ها همواره میگویم: تکان بخور تن بی جان شاید که ببینمت، بگو که نفس می کشی، بگو که زنده ای هنوز، صدا بزن مرا که زورم به آوار نمی رسد هرچه گشتم پیدایتان نبود شما بگویید کجایید!نشانم بدهید.دلم ترکید.بگویید نور را می بینید بگویید که زیر آوار هوا هست هنوز…

لینک کوتاه :

https://qasedakkhabar.ir/?p=6869

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین اخبار

محل تبلیغات