زندگی سیاسی – اجتماعی بانوان بختیاری از «بی­ بی بزرگ» تا «بی بی مریم»

به گزارش قاصدک خبر؛ با نگاهی به تاریخ در خواهیم یافت، که اصولاً تاریخ ما تاریخی مردانه بوده است ولی با این وجود زنانی بوده اند که نام خود را به تاریخ سپرده و در حافظه آن  ثبت نموده اند. صد البته، سهم زنان از این تاریخ، به طبقۀ اجتماعی خانوادۀ زن، و تعلق خاطر وی به یکی از جوامع شهری، روستایی و عشایری (ایلیاتی) بستگی داشته است. بطوریکه زنان جوامع ایلیاتی؛ نسبت به دو جامعه دیگر سهم بیشتری را در مسائل سیاسی- اجتماعی در طول تاریخ از آن خود کرده­اند. یکی از سیاحان در این مورد می­نویسد: «آنچه بیش از همه تفوق آنان [ زنان ایلیاتی] را به روستانشینان و حتی شهری­ها به اثبات می­رساند، میزان آزادی زنان آن ها در مقایسه با زنان روستایی و شهری است. … اینان آزادانه در کنار جنس مخالف کار و زندگی می­کنند. اعتمادی که به تقوی زن ایلیاتی نشان داده می­شود رفعت او را بالاتر می­برد و در عین حال شخصیت خود او، قدرشناسی را در میان اطرافیان برمی­انگیزد و او را رفیق مناسبتری برای مرد می­کند2». با این مقدمه ، در پژوهش حاضر به چند تن از بانوان بختیاری که سهم عمده­ای در مسایل سیاسی – اجتماعی زمان خود داشته اند، پرداخته خواهد شد . ناگفته نماند که هر جامعه آداب، سنن و شرایط اجتماعی خاص خود را دارد که مختص آن جامعه بوده و موقعیت زنان هم تابعی از آن است .

بختیاری­ها یکی از اقوام ایرانی هستند که در دو سوی زاگرس میانی (زاگرس بلند) زندگی کوچ نشینی دارند. بیشتر رؤسای این قوم در ابتدای قاجاریه در «تضاد» با حکومت و در «رقابت» با هم به سر می­بردند و بسیاری نیز «تحت نظر3» یا «گروگان4» حاکمیت قرار داشتند. لايارد كه خود مدتي در ميان بختياري ها به سر مي برده است مي­نويسد: «اين مردم هميشه با يكديگر و يا با حكومت ايران در جنگ و ستيز مي باشند5».

این رقابت­ها زمانی دامنه دارتر گردیدند که «فتحعلی شاه، خواهان دخترعلی­ صالح خان بختیاروند6» – یکی از رؤسای تحت نظر بختیاری– گردید و از او خواستگاری نمود7 ، تا از این رهگذر و براساس سیاست «اتحاد بر اثر ازدواج» وی را متحد خود سازد و در مقابل دیگر رقبا قرار دهد، ضمن اینکه دختر با توجه به فرهنگ مرسوم آن دوران می توانست «گروگان8» حکومت هم محسوب بشود.

علی صالح خان بختیاروند که انسان« متدین و عاقبت اندیشی بود9»، با درایت و هوشمندی، دختر را که بعد از این ماجرا به «بی ­بی شاه پسند10» معروف گردیده بود، به عقد جعفرقلی خان دورکی (جدّ بی بی مریم) ، پسر دیگر همتبار «تحت نظر» درآورد. به دنبال این وصلت نسلی نو شکل گرفت، که بی ­بی مریم یکی از آنان بود. اما طولی نکشید که شادی این وصلت بعد از فوت خوانین بزرگ با یک جنگ داخلی بین دو ایل «بهداروند» و «دورکی» و کشته شدن شوهر بی­ بی شاه پسند به غم واندوه تبدیل گشت. با کشته شدن جعفرقلی خان دورکی بی بی شاه پسند بیوه گشت ولی سرانجام در یک رقابت سخت توانست حسینقلی خان پسر ارشد خود را به مقام ایلخانی بختیاری برساند. یکی از نویسندگان در این مورد می­نویسد: «بی­ بی شاه پسند یکی از زنان به نام بختیاری بوده است که در قابلیت و کاردانی پرآوازه و بی نظیر بوده و در رساندن پسر خود به مقام ایلخانی کل بختیاری نقش مهمی را بازی کرده است 11». از آن پس بختیاری ها برای رعایت ادب و احترام او را  «بی بی بزرگ» یا به اصطلاح بختیاری«بی­ بی گپه12»  می نامیدند.

حسینقلی­خان، ایلخان بختیاری گردید و به مدت سی سال با قدرت تمام بر بختیاری و قسمتی از خوزستان حکومت کرد. وی که سیاست «اتحاد بر اثر ازدواج» را دنبال می­نمود، همسران متعددی اختیار کرد. یکی از همسران وی «بی­ بی فاطمه» مادر بی بی مریم بود. بی­بی مریم در سال 1290 دیده به جهان گشود. نُه ساله بود که پدرش توسط ظل السلطان حاکم اصفهان کشته شد. بی­بی مریم سرانجام در سن شانزده سالگی به خانه­ ی بخت رفت.

دیری از ازدواج بی ­بی مریم نگذشته بود که در رقابت های داخلی همسرش کشته شد و او نیز بیوه گشت. او که سرنوشتی مانند سرنوشت مادربزرگش(بی بی بزرگ)داشت، برطبق یک سنت ایلی می­بایست مجدداً ازدواج می­کرد. بنابراین ، بعد از یک سال و اندی عزاداری، مجبور شد دوباره ازدواج نماید. بی­ بی مریم که دوست نداشت در روز ازدواجش با فرزندانش روبرو شود، در خاطراتش می­ نویسد: «قدغن نمودم كه بچه ­هايم را نزديك نياورند والا خودم را مي­كشم13».

سیاست «اتحاد براثر ازدواجِ» خانوادۀ سلطنتی قاجار با خانواده های بزرگ و رؤسای ایلات توسط آقامحمدخان  سر سلسلۀ قاجاریه بنیان نهاده شد. آقامحمدخان و دیگر سلاطین قاجار «به وصلت هاي متحده كننده ميان خانواده هاي سلطنتي با رؤساي ايلات مي پرداختتند14». براساس همین سیاست و به منظور جلوگیری از  نفوذ زندها به میان طوایف بختیاری، در سال 1205 ه .ق فتحعلی شاه قاجار با «بی بی زینب» خواهرعلی خان کیان ارثی ازدواج نمود . ثمرۀ این ازدواج شاهزاده محمدتقی­ خان حسام السلطنه پسرهفتم قتحعلی­شاه بود ، که در سال 1206 ه ق چشم به جهان گشود15. بی­بی زینب به احترام برادرش نام «محمد تقی خان» را برای شاهزاده خود انتخاب کرد و شاهزاده «محمدتقي ميرزا حسام السلطنه در زمان حيات خود به طور جدي از خانواده «زمان خان16» حمايت مي كرد17» .

در همین ایام بی­ بی های بسیاری از بختیاری ها وارد عرصه های سیاسی- اجتماعی گردیدند که از جملۀ این بی­ بی­ ها می­توان به «بی­ بی خاتون جان» همسر محمدتقی خان کیان ارثی اشاره داشت. لشکرکشی منوچهرخان معتمدالدوله حاکم اصفهان به مناطق بختیاری و سپس خوزستان وعدم توانايي وی در دستگيري محمدتقي خان کیان ارثی، وی را بر اين داشت تا با قيد قسم محمدتقي خان را به قرارگاه خود در شوشتر بكشاند. محمد تقی خان بختیاری « موافقت كرد كه با قيد قسم به قرآن، به اقامتگاه معتمد برود 18».

  بي­ بي خاتون جان با اين تصميم خان بختیاری مخالفت کرد. هنری لایارد كه خود از نزدیک ناظر این حوادث بود، مخالفت بي بي خاتون جان را با این تصمیم خان كه نشان از شجاعت زنان ايلياتي است، لایاردچنين ادامه می دهد: «تو مي­خواهي من و ساير بچه ها را تنها و بي سرپرست رها كني و بروي! تو چگونه به كسي اعتماد مي­كني كه به كرات نقض قول كرده است؟ تو اينجا بمان و مانند يك مرد رزمنده و مبارز جنگ كن، مطمئن باش كه در اين مبارزه حتي يك زن وجود نخواهد داشت كه در كنار تو با دشمن نجنگد19» .

 «حاجیه بی­ بی زینب» دختر ابدال خان و همسر امامقلی خان حاج ایلخانی از بانوان مقتدر و با سیاست زمان خود بود. دکتر الیزابت مکبن روز، در مورد اقتدار این بی­ بی می نویسد: «در حال حاضر [یکی از] محترم­ترین بی­ بی­ های بختیاری، حاجیه بی­ بی زینب بیوه حاجی ایلخانی است. پسرانش هر دو یعنی غلام حسین [خان] سردار محتشم ایلبگی بختیاری و سلطان محمد خان سردار اشجع حاکم اصفهان به توصیه های او احترام زیادی می­گذارند و در بیشتر موارد با وی به مشورت می پردازند20».

«بی ­بی صاحب جان» دختر رضاقلی خان ایلبگ و همسر نجف قلی خان صمصام السلطنه، یکی دیگر از این بی بی های با نفوذ بود. هیچ مورخی نمی تواند نقش بی­ بی صاحب جان را در فتح اصفهان توسط سواران بختیاری نادیده بگیرد. دکتر الیزابت مکبن روز در این ارتباط می­نویسد:. «در اثر اقدامات متهورانه بی بی صاحب جان تمام بختیاری­ها یک دل و یک زبان از صمصام السلطنه پشتیبانی کردند21» و توانستند اصفهان را فتح نمایند.

«حاجیه بی ­بی کوکب بختیار» نیز از جمله بی­ بی های عالم و فاضل زمان خویش بوده است.وی دختر نصیرخان سردار جنگ و همسر فتحعلی خان سردار معظم بود. بی بی کوکب بختیار را می توان اولین زن سفرنامه نویس ایرانی دانست22 . سفرنامه بی­ بی کوکب نخستین سفرنامه یک بانوی ایرانی به فرنگستان است که در هنگام مسافرت همراه با شوهرش نوشته شده است.انشای ادیبانۀ حاجیه بی بی کوکب نشان از مهارت و تسلط وی به علوم مختلف دارد. حاجیه بی­بی کوکب سفرنامۀ خود را با سه بار حمد و سپاس به درگاه ایزد یکتا شروع می­نماید ( فحمداً ثم حمداً ثم حمداً 23).

«سر آرنولد ویلسون» (Sir A. Wilson)از ایران شناسان و کارشناسان بزرگ خاور میانه و ریاست شرکت نفت ایران و انگلیس، به هنگام عبور از اصفهان به خوزستان یک شب را در ناغان مهمان حاجیه بی بی کوکب بختیار بود ، درباره این بی ­بی می­نویسد: «در اینجا باید گفت که من در بین مردم ایران از هر طبقه اعم از ذکور و اناث، حتی در میان رجال سیاسی این کشور کمتر کسی را دیده ام که به اندازۀ این بی­بی وسعت اطلاعات داشته باشد24».

«بی­ بی صنم» همسر حاج علیقلی خان سردار اسعد از دیگر زنان نامدار عصر خود بود. دکتر مکبن روز در کتاب خود در مورد تشکیل یک دادگاه توسط این ب ­بی جهت رسیدگی به اتهام یک دزد در جونقان می نویسد: «من خود شاهد بودم یک سارق که مرتکب دزدی شده بود به جونقان اعزام شد تا محاکمه شود. بی بی صنم همسر بزرگ حاجی علیقلی خان سردار اسعد در غیاب خان ، ریاست دادگاه را به عهده گرفت. متهم همراه با عده زیادی از روستائیان به دادگاه آورده شد. همه چیز برای مراسم دادرسی آماده شد. شهود به دادگاه احضار شدند. متهم مجرم شناخته شد و سپس دادگاه رأی داد و…25» .

بر اساس مستندات تاریخی، ورود زنان بختیاری به عرصه های سیاسی اجتماعی تاریخ معاصر با « بی بی شاه پسند » شروع گردید و با « بی بی مریم » به اوج خود رسید . بطوریکه «بی بی مریم» ملقب به «سردار مریم» را به راستی می­توان سرآمد تمام زنان هم عصر خود دانست . به گواه روشن تاریخ تنها زنی که در میان اقوم لر، توانسته به لقب « سرداری » برسد، بی بی مریم بختیاری بود . او به عنوان یک  « مادر » توانست فرزندانی لایق و شجاع تحویل اجتماع نماید . یکی از فرزندان وی علی مردان خان بختیاری ملقب به « شیرعلی مردان» بود که همانند مادر، روحیه ی استبداد ستیزی بالایی داشت که این روحیه و شجاعت «مادر و فرزند» در ادبیات کشور و اشعار بختیاری جایگاه ویژه ای دارد .

سردار مریم در جریان خیزش مردم ایران در زمان مشروطه یکی ازایل بانوان فعال بختیاری بود. وی در این مورد در خاطرات می­ نویسد: «افسوس دارم كه چرا من يك نفر زن بدبختي هستم كه نمي توانم براي آزادي ملت جانفشاني بكنم26» و در جای دیگر می­نویسد : «اگرتمام مردهاي رشيد بختياري شهيد شدند، تمام زن هاي بختياري را جمع نموده كفن به گردن، تفنگ بدست براي شكست دادن دشمن رو به طرف اردوي استبداد حركت مي كنيم27».

سردار مریم در تدارک و تهیۀ سپاه سردار اسعد برادرش بسیار فعال بود و نقش اساسی و هماهنگ کننده را بر عهده داشت. وی جهت ايجاد شور و انگيزه در ميان سواران همراه حاج علي قلي خان كه به سمت اصفهان در حركت بودند مي­نويسد: «چند نفر زن فرستادم سرپيچ قلعه به رسم ايل كِل بزنند، سواران كه صداي كِل مي شنيدند خوشحال مي شدند و به وجد مي آمدند28 ».  

 در طول جنگ جهانی اول خانه بی بی مریم مأمن امنی برای بسیاری از متواریان گردید . بطوریکه مصدق ها، دهخداها و  …. در منزل وی سکونت داشتند. باستاني پاريزي در مقدمۀ كتاب ديوان شعر پژمان بختياري در رابطه با شخصيت بي بي مريم مي­ نويسد: « در همين كوهستان زني مي زيسته كه برابر صد مرد در سرنوشت تاريخ معاصر ما دخيل بوده است. مقصودم بي بي مريم بختياري است كه وقتي در جنگ بين الملل اول، ايرانيان وطن خواه از اولتيماتوم روس، و بعداً از هجوم انگليسي ها ناچار به مهاجرت شدند و آوارۀ كوهستان بختياري ، اين زن نامدار، همه آنها را ماهها پناه داد، و وسائل رفتن آنها را به غرب و كرمانشاه و بالاخره عثماني فراهم ساخت. از جمله پناهندگان به ايل بختياري، يكي هم وحيد دستگردي بود. بي بي مريم بختياري، اين مرد، و ده ها پناهنده امسال او را ـ كه هركدام با يك بارنامه فيس و افاده ، با جيب خالي، و با يك عباي نازك تابستاني و يك عمامه كوچك ـ  به او پناه برده بودند، همه را نگاهداشت و ماه­ها نگاهداشت تا آب ها از آسياب ها افتاد. البته وحيد دستگردي ، حق اين زن را ادا كرد …و نام نامي او را بر صفحه تاريخ جاويدان ساخت29.

 شدم من نیز از اصفاهان فراری 
به سوی كوه و دشت بختیاری 

هزار آواره دیدم یار و اغیار 
پناهنده شــــــده ز اغیار بر یار 

فراوان میهمان و ، میزبان هیچ 
رمیده مرغ بسیار، آشیان هیچ 

بسا سردار و ســـــالار زیانكار 
به سود خویش بر كشور زیانسار 

یكی عیسی فروشی پیشه می كرد 
یكی مریم كشی اندیشه می كرد … 

شدند آوارگان از دشمن ایمن 
ز مردی َ دو تن : یك مرد و یك زن 

زنی در كشورآرائی یگانه 
ز پوران دخت در ایران نشانه 

نهاده مام گیتــــی مریمش نام 
مسیحا كرده ز او زهد و خرد وام 

مهین بانوی ملـــــك كامكاری 
چراغ افتـــــخار بختیـــــــاری 

به زیر مقنـــــعه از فرَ فرهنگ 
سزاوار كله داری و اورنگ 

پسندیده هزارش خصلت و خوست 
یكی از صدهزار این خوی نیكوست 

كه بر چندین هزار آواره چون من 
حریمش چون حرم گردیده مأمن 

نژاد مختلف بیگانه و خویش 
ز ایرانی و ترك ، آلمان و اطریش 

همه بر خـــــوان نعمت میهمانش 
امان جستند در دارالامانش … 

زن ار این است و آن غارتگران مرد 
به گیتی باد بی نام و نشان مرد30 

پی نویس ها:

1-ستاری، جلال، سیمای زن در فرهنگ ایران .

2- دوبد، کلمنت اوگاستس، سفرنامه ی لرستان و خوزستان، ترجمۀ محمد حسین آریا .

3- ابوالفتخ خان، اوژن بختياري، تاریخ بختیاری .

4- «درآن دوره رؤساي بختياري بيشتر در تهران گروگان بودند » . سردار ظفر، خسروخان، یادداشت ها و خاطرات.  

5- لایارد ، هنری استون ، سفر نامه ی لايارد یا ماجراهای اولیه در ایران،  ترجمه مهراب امیری .

6- اوژن بختیاری، همان .

7- اوژن بختیاری، همان .

8- «بعضی از زنان اساساً حکم گروگان را داشتند» خاطرات کلنل کاساکوفسکی، ترجمه عباسقلی جلی، نک : تاریخ خانم ها .

9- حاجت پور ، موسی، بختیاری و تحول زمان .

10- اوژن بختیاری، همان .

 11- اوژن بختیاری ،همان،  ؛ غفار پور بختیار، بختیاری نامه.

12- سردار ظفر، خسروخان، همان ؛ غفار پور بختیار، همان . 

13- بختياري، مريم، خاطرات سردار مريم بختياري، ويراستار غلام عباس نوروزي بختياري، تهران، آنزان .

14-آوري، پتر، تاريخ ايران ( از مجموعه تاريخ كمبريج ) دوره افشار ، زند وقاجار ، ترجمه مرتضي ثاقب فر .

15- اميري، مهراب، حكومت گران بختياري  ، انتشارات آنزان .

16-امیری، مهراب، همان . «زمان خان»، جد خوانین کیان ارثی بوده است.

17- اميري، مهراب، همان .

18- سفرنامه ی لايارد ، همان .

19- سفرنامه ی لايارد ، همان .

20-مكبن روز ، اليزابت ،  بامن به سرزمين بختياري بياييد، ترجمه مهراب امیری .

21- مكبن روز، اليزابت، همان .

22- رضایی، حمید ، سفرنامه بی­بی کوکب بختیار .

23-رضایی ، حمید ،همان .

24- ویلسون ، آرنولد ، سفرنامه ویلسون ( تاریخ سیاسسی و اقتصادی جنوب غربی ایران ) ، ترجمه و تلخیص حسین سعادت نوری .

25- مکبن روز، الیزابت ، همان .

26- خاطرات سردار مريم، همان .

27- خاطرات سردار مريم، همان .

28-خاطرات سردار مریم، همان .

29- باستانی پاریزی ، حسین،  مقدمه ای بر « دیوان اشعار حسین پژمان بختیاری » .

30- مجله ارمغان وحید

منبع:هما خوزستان

لینک کوتاه :

https://qasedakkhabar.ir/?p=4571

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین اخبار

محل تبلیغات