من نماینده احشام هستم

حامد حیدری

ما مسئولیت اجتماعی داریم.

در دنیا از تالاب ها، به عنوان موجودات طبیعی و حیاتی یاد می کنند که وجودشان برای تداوم حیات بشر و حتی تنوع جانوران و گیاهانی که در آن زیست می کنند،ضروری است و باید از آنها محافظت کرد.

کد خبر : 1489
تاریخ انتشار : یکشنبه 20 تیر 1400 - 13:05
آیا هورالعظیم را قبل از نابودی به یاد می آورید؟

کلیپ های بازدید فعالان محیط زیست و اصحاب رسانه از سد کرخه،خصوصا حواشی برگزاری کنفراس خبری (بعد از خشک شدن تالاب هور العظیم و تلف شدن آبزیان و احشام) به سرعت در فضای مجازی منتشر شد و هشتگ« من هم نماینده احشام هستم» تمام نمایه ها را پر کرد. فارغ از جلوه های رفتاری زبان بدن وتاب آوری پایین در نحوه پاسخگویی به فعالان و اصحاب رسانه، که فضا را متشنج کرده بود؛استدلال غالب میزبان، این بود که حیات انسان از حیات احشام مهم تر است؛جمله ای که در ظاهر درست و صحیح است اما در واقع سفسطه ای است که در فلسفه سوفسطاییان می گنجد ونگرش و اندیشه گوینده را نمایندگی می کند وگرنه عقل سلیم می داند که انسان در خلاء زندگی نمی کند.

آری ای کاش می دانست که انسان با محیط پیرامون خود پیوندی ناگسستنی دارد و بخشی از رشد شخصیتی او را باید در همین پیوندهای اجتماعی و محیطی جستجو کرد.به طوری که هرگونه دست کاری در محیط پیرامون ،می تواند اثرات جبران ناپذیری در همه ابعاد زندگی آن ایجاد کند و چه بسا بقای آن را تهدید کند.

ای کاش می دانست که حقوق محیط زیست درعرصه بین الملل، بعنوان یکی از اصلی ترین مولفه های حقوق بشر طراحی و تعریف شده است.چون تهدید محیط زیست به طور مستقیم با سلامتی و حیات انسان مرتبط است.

ای کاش می دانست وجود بیش از ۳۰۰معاهده منطقه ای و بین المللی(به غیر از قراردادهای دوجانبه) در این خصوص نشان از اهمیت محیط زیست برای بقا‌ء و زنده ماندن انسان است.

ای کاش می دانست در دنیا از تالاب ها، به عنوان موجودات طبیعی و حیاتی یاد می کنند که وجودشان برای تداوم حیات بشر و حتی تنوع جانوران و گیاهانی که در آن زیست می کنند،ضروری است و باید از آنها محافظت کرد.

ای کاش می دانست که تمام اقداماتی که باعث آلودگی یا باعث ازبین رفتن و یا آسیب وارد کردن به مظاهر زیست محیطی یا تغییر کاربری آن صورت گیرد؛جرم تلقی میشود و پیگرد قضایی خواهد داشت.

ای کاش می دانست که آنچه این روز ها در هور العظیم اتفاق افتاده مصداق جرم‌و‌جنایت زیست محیطی است. زیرا که عدم تامین حق آبه تالاب، چرخه زندگی انسانها را به هم ریخته است و بقای آنها را به خطر انداخته است.

ای کاش می دانست رودهای خشک شده، تلف شدن آبزیان، و گونه های نادر گیاهی و جانوری، خصوصا احشام، و تغییر اکوسیستم ، فارغ از پیامدهای زیست محیطی،پیامدهای زیانبار روانشناختی و اجتماعی خواهد داشت.

ای کاش می دانست که مرگ روانشناختی افراد، دردناکتر از مرگ زیستی است؛چون انسان در صورت گسستن پیوندهای محیطی و فرهنگی با محل زندگی و ارتزاق دیرینه اش، خود را سردرگم می بیند و مشحون از هیجانهایی میشود که آسیب های فردی و اجتماعی را دامن میزند.

ای کاش می دانست که فلسفه سدسازی،کنترل سیلاب و ذخیره آب است و از نظر مردم سدی که در زمستان سیل آور است و درتابستان خشکی رودها را به دنبال دارد فلسفه خود را از دست داده است.

ای کاش می دانست چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است وانتقال آب به بالادست به قیمت تشنگی و خشک سالی پایین دست عین جرم و تبعیض است.

ای کاش می دانست می شود با تاب آوری بالا و ارتباط موثر و با همدلی و سعه صدر ودر یک جو آرام و بدون تشنج و داد و بیداد، به سوالات اصحاب رسانه پاسخ داد.

ای کاش می دانست که «آبی برای گل آلود کردن نمانده است چه برسد که از آن ماهی بگیرد»

ای کاش می دانست که در باور گذشتگان و اساطیرشان «زمین بر شاخ گاو است و گاو بر پشت ماهی. چون گاو را مادر زمین می دانستند.»

ای کاش می دانست نمایندگی احشام، نمایندگی انسان است و مرگ احشام، مرگ انسان است.

وچطور باور کنم که نمی داند…