چگونه با بازماندگان قربانیان کرونا همدلی و همدردی کنیم؟

معنای مرگ فراتر از توقف زندگی است.

داغِ رفتن / چگونه با بازماندگان قربانیان کرونا همدلی و همدردی کنیم؟

معنای مرگ فراتر از توقف زندگی است. این جمله در عین سادگی پیچیدگی های زیادی به همراه دارد.به عبارت دیگر مرگ یک شخص هرچند به معنای این است که او دیگر زنده نیست اما از منظر روانشناختی و اجتماعی، آثارعمیقی بر بازماندگان به جای خواهد گذاشت که در برخی موارد می تواند زیست وسازگاری آنها را به خطر بیندازد یا برای مدت طولانی مختل کند.
شاید به همین دلیل است که مفهوم مرگ برای اغلب مردم ناخوشایند است وممکن است یکی از دلایل همدردی با بازماندگان وحمایت اجتماعی از آنها ریشه در ترس و اضطرابی داشته باشد که هنگام فکر کردن به مرگ و مردن با آن مواجه می شوند.

به طور مثال اصطلاح ” اضطراب مرگ ” که به معنی احساس اضطراب و ترس از مرگ و مردن است اگر چه با افزایش سن افراد ارتباط دارد و معمولا افراد با سن بالا آن را تجربه می کنند؛اما امروزه به واسطه انتشار سریع و همه گیر ویروس کرونا در گروههای مختلف سنی میتوان آن را مشاهده کردکه در برخی مواردِ شدید،میتواندکارکردهای زندگی عادی افراد را دچاراختلال بکند. مرگ و میر زیاد در جامعه به دلایل مختلف جنگ، قحطی، بیماریها و …باعث دامن زدن به این مساله می شود.

این نوشتار سعی دارد که شیوه های صحیح همدردی و همدلی با بازماندگان قربانیان کرونا را بطور مختصر شرح دهد.اهمیت و ضرورت مساله زمانی است که اغلبِ تشریفات و آداب و رسوم بعداز مرگ، از جمله آداب تشییعِ جنازه و برگزاری مراسمات ختم ، به جهت رعایت پروتکل های بهداشتی و پیشگیری از انتشار ویروس کرونا دستخوش تغییرات زیادی شده است و در برخی شهرها رسما تعطیل شده است یا با افراد بسیار محدود برگزار می شود.

اگر داغدیدگی را تجربه حالت یا شرایطی که ناشی از فقدان یک نفر بر اثر مرگ است،تعریف کنیم . جلوه های رفتاری و روانشناختی داغدیدگی مثل آشفتگی، احساس گناه، عصبانیت، تاسف، یاس و ودیگر احساسات را می توان سوگ نامید. در این بین به روش ها و شیوه های ابراز سوگ آدمها عزاداری گفته می شودکه شدیدا وابسته به فرهنگ بوده و از یک جامعه به جامعه دیگر متفاوت می باشد. به همین دلیل است که می بینیم اقوام و فرهنگهای مختلف، احساس سوگ خود را به شکل های مختلفی نشان می دهند.

عزاداری ها، مجالس ختم و فاتحه خوانی ها بعنوان روش های ابراز سوگ آدمها ، میتوانند تسلی بخش خاطر بازماندگان باشد به طوری که بازماندگان و داغدیدگان، همدلی و همدردی زیادی را از طرف خویشاوندان ،دوستان،همکاران و …ازطریق همین مناسک و آداب، تجربه و دریافت می کنند که متاسفانه،شیوع ویروس کرونا به شدت آنها را تحت الشعاع قرارداده و برگزاری آنها به حداقل رسیده است. در واقع ویروس کرونا از طرفی آمار مرگ و میر را افزایش داده و از طرف دیگر به دلیل انتشار وسیع و همه گیری بالای آن، شیوه های کنترل سوگ را ، تحت الشعاع قرار داده است.

با این وجود،ابراز همدردی و همدلی با بازماندگان در فضای مجازی و از طریق سرویس های تلفنی و پیامکی بعنوان یک جایگزین کم کم مورد توجه و استقبال مردم قرارگرفته است که جا دارد به نکاتی اشاره شود که اثربخشی این همدلی ها و همدردی ها و تعاملات اطرافیان با بازماندگان را به حداکثر برساند:

۱) همانگونه که در بالا اشاره شد احساس سوگ یک تجربه کاملا وابسته به فرد هست و شیوه دریافت و کنترل آن از فردی به فرد دیگر متفاوت است لذا هرگونه توصیه یا رفتار همدلانه جهت ابراز همدردی باید با توجه به شناخت فرد و ویژگی های شخصیتی وی صورت گیرد. ممکن است توصیه یا رفتاری که برای فردی مناسب بوده برای فرد داغدیده دیگری نامناسب بوده و نتیجه عکس بدهد.

۲) آدمها برای پذیرش مساله مرگ عزیزان خود نیاز به زمان دارند که متخصصان حوزه سوگ و داغدیدگی مدت آن را حداقل یک سال تا دوسال درنظر می گیرند.با توجه به نوع ، مدت و شدت رابطه متوفی با بازماندگان،ممکن است زمانهای طولانی تری نیاز باشد تا فرد بتواندبا این مساله کنار بیاید.به همین خاطر روان شناسان و متخصصان این حوزه توصیه می کنند بجای کلمه ” بهبود” اصطلاح ” زندگی با فقدان” را یاد بگیریم چون ممکن است آثار فقدان یک فرد از نزدیکان، سالها و در برخی مواقع تا آخر عمر طول بکشد.

۳) کمک کنیم که بازماندگان، حقیقتِ فقدان را بپذیرند و بر افکار و باورهای آنها مبنی بر هرگونه انکارِ واقعیت، اثر بگذاریم بطوری که بدانند این مساله ابعاد مختلفی از زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد.

۴) به بازماندگان کمک کنیم به بازتعریف الگوهای جدید در زندگی خودادامه دهند بطوری که روند سازگاری وتعامل آنها با محیط مختل نشود.

۵) مهمترین مساله برای همدردی با بازماندگان این است که بدانند شما در کنار آنها هستید و از آنها حمایت میکنید.باور کردن آنچه می گویند و همچنین اظهار تاسف بابت این فقدان از طرف شما می تواند اثربخشی فراوان داشته باشد.

۶)به بازماندگان کمک کنیم که در شبکه تعاملات اجتماعی خود فعالتر شوند و کم کم از پیوندهای خود با عزیز از دست رفته بکاهند.قبولِ این مساله می تواند فرایند سازگاری دوباره آنها با محیط را سرعت بخشد.

۷) بدانیم که احساس سوگ بازماندگان در واکنش های سالگردی ، طبیعی است. به عبارت دیگر زمانی که بازماندگان در مناسبت های زمانیِ ویژه و مهمی چون سالروز تولد، ازدواج، فارغ التحصیلی و یا سالگرد فوت و… احساس سوگ را از طریق غم واندوه و… تجربه می کنند واین طبیعی است ودر بستر سوگ بهنجار قرار دارد.

۸) هرچند که صحبت کردن با بازماندگان و گوش دادن فعال به صحبت ها و تجارب آنها در خصوص فقدان عزیزان می تواند سوگ بدون عارضه ای را به دنبال داشته باشد؛ اما به یاد داشته باشیم که اندیشیدن و فکر کردن زیاد به فقدان (نشخوار ذهنی) ممکن است باعث عدم سازگاری و اجتناب از قبول واقعیت فقدان گردد؛که فرد نتواند به طور طبیعی به زندگی عادی خود برگردد ویا با احساسات و عواطف واقعی خود کنار بیاید که کار سازگاری با محیط و تعامل با اطرافیان را به تاخیر و با مشکلاتی همراه سازد.
هرچند گفته شده که ” خیره شدن به خورشید از فکر کردن در خصوص مرگ و مردن و فقدان عزیزان به دلیل اضطراب و ترس و وحشت به مراتب آسان تر است” به نظر می رسد که همدلی سازنده با بازماندگان و رعایت اصول همدردی که در بالا اشاره شد می تواند نقش حمایتی نیرومندی ایفا کند که بازماندگان، دوره سوگ بهنجار و طبیعی را تجربه کنند و ضمن پذیرش واقعیت های فقدان، سریع تر به بالین زندگی شخصی و اجتماعی خود در محیط خانواده و جامعه بازگردند.

لینک کوتاه :

https://qasedakkhabar.ir/?p=828

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین اخبار

محل تبلیغات